محمد رضا واليزاده معجزى
553
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
شيلات و خالصجات و امثال ذالك يا به حساب واريز اقساط قروض ايران تحت اختيار دول بيگانه اداره مىشد و يا تيول عدهاى از نورچشمان و عزيزان بىجهت بود و يا صرف مخارج حرمسراى دربار قبله عالميان مىگرديد . شهرها خراب و خزانه ويران ، راهها ناامن ، گردنهها دزدگاه ، مردم بىسواد ، فساد اخلاق بىحد و مرز بازار اخاذى و رشوهخوارى رايج ؛ راهزنى ، عصيان و طغيان شايع ، ظلم و جور و حقكشى حكام و ولات و شاهزادگان عياش كه مصادر امور بودند ، از حد گذشته و ماحصل كلام آنكه مملكت نامنظم ، اقتصاديات فلج و بيگانگان در امور داخلى ايران مبسوط اليد و مطلق العنان بودند . تودهها نادان و مصادر امور ظالم و خودخواه و مردمآزار و فاسدالاخلاق ، مردان قابل و پيران گمراه و شاه ضعيف ، دولت ناتوان و از هيچ طرف روزنه اميدى بر روى ملت باز نبود و فقر و بدبختى و فلاكت سايه شوم خود را بر فرق مردم گسترده و ايرانيان در لهيب بىنوايى و ناتوانى و بىسوادى و ظلم و استبداد مىسوختند و بيگانگان كه چنين وضعى را براى ايران آرزو داشتند ، محيط را براى هرنوع دخالت ناروا مساعد ديده و در همه شئون حياتى ما وارد شده بودند و اگر احيانا در بين مسئولين امور اشخاص خدمتگزارى وجود داشتند كه مىخواستند قدمى در راه نجات ايران بردارند آن از خدا بىخبران هزاران نوع مانع در راه آنها ايجاد مىكردند و مىخواستند با اين عمليات به دنياى آنروز ثابت كنند كه ايران يك ملت منحط فاسدالاخلاق ندانم چه كارى است كه به شخصه و مستقلا عرضه اداره كردن خود را ندارد و محتاج قيم مىباشد و به اين بهانه يوغ استعمار و استثمار را بر گردن ما بگذارند و تحت اختيار خود قرار دهند . احتياج به توضيح نيست كه همچو اوضاع خرابى خودبهخود مستلزم يك جنبش فكرى و بيدارى از خواب گران است . زيرا انقلاب هميشه ناشى از عقبماندگى و فلاكت و اضطرار و بىنظمى و فقر و استبداد و امثال اين نوع چيزهاست . وقتى كه عدهاى از قافله تمدن و ترقى فاصله زياد پيدا كردند ، براى اينكه گرفتار دزدان بين راه نشوند ناچار از صرف انرژى طبيعى خويش براى رسيدن به پيش افتادگان هستند و همين را انقلاب مىنامند . كشورها و ملتهايى كه قدمبهقدم با زمان به جلو مىروند . مدارج ترقى و مراحل كمال را پابه پاى زمان مىپيمايند ، هيچوقت احتياج به انقلاب ندارند . انقلاب براى ملتهاى خمود و جمود است و هرگز يك ملت بيدار و وقتشناس و آيندهنگر و غيرتمند كه به سير تكاملى خود ادامه مىدهد ، نيازى به انقلاب ندارد . خلاصه كلام خرابى اوضاع و عقبماندگى ، به شرحى كه اشاره كرديم ، يك جنبش فكرى را در